رخدادها و افقها نوشتهٔ کیث هاروی
- shakiba sharifpour
- Aug 13, 2023
- 4 min read
Updated: Sep 6, 2023
کیث هاروی، در مقالهاش با عنوان «رخدادها و افقها: واکاوی ایدئولوژی در جلد اثر ترجمه»*، دربارهٔ عاملیتِ خود اثر ترجمه بهمثابه رخداد مینویسد. او پیشنهاد میکند تمرکزمان را از عاملان منفرد در فرایند ترجمه، بر خود اثر رخدادیِ ترجمه منتقل کنیم. هاروی با بررسی نشانهشناختی و زبانشناختی انتقادی پشت و روی جلد سه رمان به ما یادآوری میکند که با نگاه سنتی به اثر ترجمه، یعنی تمرکز صرف بر متن ترجمهشده، فهم ما از کیفیت اثرگذاری اثر ترجمهشده در جامعهٔ مقصد ناقص باقی میماند. او سه رمان با محوریت مردان همجنسگرا، ترجمهشده از انگلیسی آمریکایی به فرانسوی فرانسه، را فقط با تمرکز به آنچه جامعهٔ هدف ترجمه بر جلد میبینند، تحلیل میکند. هاروی در پی این است که نشان دهد آنچه بر جلد اثر ترجمه میآید، عاری از ایدئولوژی نیست. او با مقایسهٔ سه جلد از سه اثر ترجمهشده در حوالی سال ۱۹۸۰ نشان میدهد تصویری که از مبدأ در افق انتظارات مقصد بازنمایی میشود، این امکان را در خود دارد که ساختارهای ایدئولوژیک را تقویت کند یا در برابر آنها مقاومت کند. او میکوشد سه بازنمایی متفاوت از همجنسگرایی آمریکایی در افق انتظارات خوانندهٔ فرانسوی را در کنار هم تحلیل کند و توجه ما را به آن فضای کوچکی جلب کند که جایی برای مقاومت مهیا میکند و امیدی میدهد برای تغییر.
چندی پیش، فرصتی پیش آمد تا این مقاله را در کلاس «ترجمه و ایدئولوژی» در دانشگاه یورک ارائه کنم. دانشجوی مهمان کلاس بودم و در سلول خاورمیانهایام گرفتار. تلاش کردم امکانی را که هاروی از آن سخن میگفت، بهکار ببندم. میخواستم به نویدی که او میداد امیدوار بمانم، به اینکه میتوانم جایی برای خودم و همتجربههایم در فضای اروپایی و آمریکایی آن جمع کوچک باز کنم. به جلد بازگشتم، به اولین صفحهٔ فایل پاورپوینتم، به آنجا که رنگینکمانش بازگشتی نشانهشناختی به جامعهٔ الجیبیتیکیوآیاِیپلاس (LGBTQIA+) داشت و بخشی از این روزهایمان را در کنج صفحه جا دادم: «به نام خدای رنگینکمان.» در انتهای ارائه به جلد بازگشتم و توضیح دادم که چطور نیاز داشتم در برابر ایدئولوژیهایی که فضا را برای تجربهٔ زیستهٔ من تنگ میکرد، مقاومت کنم. برایشان دربارهٔ کیان پیرفلک گفتم و نتیجهگیری هاروی را بازگو کردم که جلد اگرچه محصول زنجیرهای از تصمیمهای عاملان انسانی است، بهخودیخود از نوعی نیروی عاملانه برخوردار است و در «چنین نیرویی نوید نوآوری و مقاومت نهفته است» (۶۹).
پینوشت: افزودن «به نام خدای رنگینکمان» به نماد تاریخی جامعهٔ کوییر در این موقعیت و برای این هدف مشخص موجه مینمود. نماد رنگینکمان در ایران هم باید نماد جامعهٔ رنگینکمانی باقی بماند. پافشاری بر آن خود مقاومتی ضروری است.






Comments